الشيخ السبحاني

16

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

و تقريبا با لفظ علم مترادف بوده است و تا مدّتى اين اصطلاح نيز رائج بوده و از زمانى كه در پاره‌اى از علوم ، اسلوب فكرى و نظرى ، جاى خود را به تجربه و آزمايش داده است . در اصطلاح دانشمندان لفظ علم و فلسفه دو معناى مختلف پيدا كرده است . از اين‌جا مىتوان فرق ميان فلسفه و علم را به دست آورد ، زيرا به آن رشته از مسائلى كه از طريق فكر و تعقل ثابت مىشوند ، فلسفه مىگويند و به آن دسته از مسائلى كه در راه اثبات آنها ، تجربه و آزمايش به كار مىرود ، علم ناميده مىشود و چون مسائل فن اعلى ، كه از كلّىترين موضوعات ( وجود ) بحث مىكند و اسلوب برهان همهء مسائل آن ، مبتنى بر تعقّل و تفكّر است هرگز تجربه و حس در آن راه ندارد . و هر وقت لفظ فلسفه گفته شود ، مقصود مسائل فن اعلى است . بيانى از مرحوم صدر المتألهين حكيم بزرگ اسلام با روشن‌بينى خاصى به فرق ميان فلسفه و علم در يك عبارت كوتاه اشاره فرموده كه ما متن عبارت ايشان را در اين جا مىآوريم ، سپس توضيحاتى در اطراف آن مىدهيم : « موضوع العلم الالهي هو الموجود المطلق و مسائله إمّا بحث عن الأسباب القصوى لكلّ موجود معلول ، كالسبب الأوّل الّذي هو فيّاض كلّ وجود معلول ، من حيث إنّه وجود معلول و إمّا بحث عن عوارض الموجود بما هو موجود و إمّا بحث عن موضوعات سائر العلوم الجزئية ، فموضوعات العلوم الباقية ، كالأعراض الذاتية